معرفی و بررسی فیلم in Time 2011 (در زمان)

دیروز فیلم بسیار زیبایی را دیدم که خیلی وقت بود توی هارد کامپیوترم خاک میخورد. این فیلم که in Time نام دارد، در سال 2011 به کارگردانی Andrew Niccol ساخته شده است. بازیگران اصلی آن Justin Timberlake در نقش “ویل سالاس” و Amanda Seyfried در نقش “سیلویا وایس” ایفای نقش میکنند.

in-time1

موضوع این فیلم از این قرار است که در سال 2169 ، تغییرات ژنتیکی در بشریت باعث میشود که انسانها فقط 25 سال عمر کنند و رشد آنها در سن 25 سالگی متوقف شود. وقتی فردی به 25 سالگی برسد، ساعت هک شده بر روی دستش شروع به کار میکند و شمارش معکوس آغاز میشود. که در اینصورت فقط 1 سال فرصت برای زنده ماندن است و اگر نتواند زمان بیشتری بدست آورد، شمارش معکوس به صفر میرسد و درجا خواهد مرد!

ماجرای این فیلم شاید در نگاه اول غیرطبیعی به نظر برسد اما اگر کمی در آن دقیق شویم متوجه واقعی بودن مسئله اهمیت زمان خواهیم شد. همچنین که ما در این مورد ضرب المثل هایی هم داریم مثل “وقت طلاست” و یا “Time is money” که به ارزش وقت و زمان اشاره میکند. در اینجا دیگر پول معنی ندارد و تمام کارها و خریدها با مبادله زمان بین افراد انجام میگیرد. مثلا برای خرید یک قهوه باید سه دقیقه از عمرشان را به مغازه دار انتقال دهند. اما هر بچه ای که به دنیا می آید نمیتواند زمانش را بفروشد و یا به آن اضافه کند تا سنش به 25 برسد.

in-time2

در این فیلم مردم دو دسته اند:

دسته اول در منطقه ای فقیر نشین به نام “دیتون” زندگی میکنند که مردم این منطقه به صورت روز به روز و یا حتی ساعتی زنده اند که باید برای هر ساعت عمر بیشتر کار و یا حتی زمان دزدی کنند!
دسته دوم مردم بسیار ثروتمندی هستند که در منطقه جدید و بسیار شکیلی به نام “گرینویچ” زندگی میکنند که صدها و هزاران سال در ساعت روی دستشان زمان دارند و از زندگی لذت میبرند. بی خبر از آنکه عده ای در منطقه دیتون برای چند دقیقه زمان، همدیگر را میکشند!
نقش اصلی فیلم “ویل سالاس” نام دارد. ویل 28 ساله و مجبور است برای زنده ماندن و بدست آوردن زمان در یک کارخانه کار کند. روزها به همین منوال میگذرد تا اینکه یک روز ویل به شخصی برمیخورد که یک قرن! در ساعتش زمان داشت و دزدهای زمان به دنبال آن مرد هستند تا او را بکشند و زمانش را بدزدند. ویل که قلب مهربانی داشت، بی آنکه آن همه زمان وسوسه اش کند آن مرد را به جای امنی فراری داد و آن مرد هنگامی که ویل در خواب بود تمام صد سال زمانش را به ویل انتقال داد. چون دیگر زیادی عمر کرده بود و برای سالیان دراز درسن 25 سالگی مانده بود بی آنکه کوچکترین تغییری در ظاهرش ایجاد شود و یا پیر شود.
حالا دیگر ویل مانده بود و یک قرن زمان! که همین باعث شد تا مامورین زمان نگهدار به دنبالش باشند. چون فکر میکردند که ویل این زمان زیاد را دزدیده است. این مامورین هم همانطور که از اسمشان پیداس وظیفه نگهداری زمان در جای صحیح را دارند.
ویل در اولین فرصت خود را به منطقه ثروتمندان گرینویچ رساند و در آنجا با دختری به نام سیلویا از یک خانواده بسیار ثروتمند آشنا شد و در مهمانی آنها حاضر شد. طولی نکشید که مامورین از جای ویل باخبرشدند و او را دستگیر کردند. بعد از بازجویی مامورین از ویل، تمام یک قرن عمرِ ویل را از او گرفتند و فقط چند دقیقه برایش گذاشتند تا بتواند به منطقه فقیر نشین دیتون بازگردد. که ناگهان ویل تصمیم گرفت با گروگان گرفتن سیلویا (همان دختر ثروتمند) از آن مهلکه خارج شود.

in-time3

در این بین علاقه ویل و سیلویا به هم بیشتر از پیش شده بود تا آنجا که آنها برای زندگی و زنده ماندن دست به دزدی از افراد ثروتمند میزدند و گاهی آن را بین مردم فقیر تقسیم میکردند.
حالا دیگر تمام مامورین به دنبال ویل و سیلویا بودند و برای هرکس که آنها را تحویل مامورین دهد، 10 سال زمان هدیه در نظر گرفته شده بود. اما با زیرکی ویل، مامورین هرگز موفق به دستگیری اش نشدند.


  1. 3 بهمن 1394 در 00:15 | #1

    خیلییی عالی بود و عالی هست اصلا عاشقش شدم